فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )

33

سه سال در دربار ايران ( فارسى )

در ارتفاع هزار مترى قلعه‌اى است داراى برج‌هايى دندانه‌دار و باشكوه ولى بايد گفت كه اين شكوه به نسبت كمى اهميت قلعه زيادتر از حد لزوم است . اين قلعه كه براى حفاظت اين معبر ساخته شده و وجود آن در ميان سكوت افق پايدار است در نزديكى قصر ملكه تامارا قرار دارد . خرابه‌هاى اين قصر امروز بر روى يكى از قلل كوه پيداست و عامه مىگويند كه ملكه تامارا عشاق خود را از بالاى همين بلندى به رودخانه ترك فرو مىافكند . بعد از طى سربالايى مهمى به قريهء قزبك رسيديم . قزبك در درهء عريض‌ترى بنا شده ليكن باز در اينجا هم عمق دره زياد است و قلهء مخروطى شكل قزبك كه كلاه زيبايى از برف بر سر دارد بر آن مشرف است . نيم ساعت بعد از ظهر بود و در تالارى كه به خصوصه براى پذيرايى ما تزيين شده بود بساط نهار را چيده بودند . چون غذا صرف شد موقعى كه انتظار بستن اسب‌ها را به كالسكه‌ها داشتيم اهالى قطعاتى از در كوهى را كه در غارهاى اطراف زياد پيدا مىشود براى تقديم به ما آوردند . ساعت دو كالسكه‌ها به راه افتاد . از قزبك كه گذشتيم درهء رودخانه هر چه پيش‌تر مىرفتيم بازتر مىشد و سكنهء اطراف كه از نژاد است « 1 » هستند در اطراف ديده مىشدند . اگر چه مناظر سر راه به زيبايى مناظر سابق نيست ليكن زنده‌تر به نظر مىرسند . كم‌كم عدهء آبادىها زيادتر مىشود ، همهء اين آبادىها برج بلندى دارند مربع شكل كه به منزلهء حصار و باروى آنهاست ، خانه‌ها به رنگ خاكسترى مايل به سياهى است و پشت بام‌ها گلى است و از دور به شكل بناهايى نيمه تمام يا مخروب جلوه مىكنند . مزارع كه در آنجا به درو مشغولند نمايش لكه‌هاى زردى را در ميان سبزه‌زارهاى دامنه‌ها دارند به همين وضع از يك دره به درهء ديگر مىرسيديم . اين دره‌ها هيچ يك به ديگرى شباهت ندارد بعضى تنگ و بدون سكنه است و بعضى ديگر عريض و مسكون . راه همچنان در امتداد رودخانهء ترك پيش مىرفت و در يك موقع رودخانه را ديديم كه از ميان انبوهى از برف مثل اين كه از زير پلى بيرون بيايد خارج مىشود . ارتفاعى كه حاليه بر فراز آن هستيم 1800 متر است ، نهرهاى متعدد با آبى شفاف از

--> ( 1 ) . Ossetes